آزادی...
![]()
فکر میکردم در قلب تو
محکوم به حبس ابدم
یکباره ...جا خوردم!!!
وقتی زندان بان بر سرم فریاد زد:
هی تو ...................آزادی

کارم از یــکی بود یکی نبــود گذشتــه است …
من در اوج قصه گـــم شدم …
عشق یعنی :
یکی ” بــود ” یکی ” نابــــود “
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 21:14 توسط پسرخسته
|